
xa0 من که کاری به کار کسی نداشتم !انتهای خیابان پاییـزنشسته بودمشعرم را مینوشتماز راه که رسیدی ..اصلا مشخص بودبا قصد و غرض آمدهای !حالا خوب شد؟عاشقت شدم راحت شدی؟ xa0...
ادامه مطلب
xa0 دلم پاييز ميخواهدترجيحاً آبان ماهباران هم بباردو یک استکان چای هیزمی ...دلم قدم زدن ميخواهدتا اوج لمس رنگ برگ هالا به لاى درختان نيمه برهنه ى نم خورده دلم بدجور بى تاب پاييز است... xa0 xa0...
ادامه مطلب